آیت الله کوچه باغی


* از ولادت تا نوجوانی :

   فقیه اهل بیت عصمت و طهارت حضرت آیت الله العظمی حاج میرزا محسن کوچه باغی تبریزی ( مد ظله العالی) از سرمایه های عظیم علمی و معنوی و از مراجع تقلید و علمای صاحب نام و توانمند حوزه علمیه و عالم تشیع در 11 ربیع الاول سال 1345 ه .ق در خانواده ای مذهبی ، متدین و روحانی و دوستار اهل بیت عصمت و طهارت علیهما السلام در شهر تبریز دیده به جهان گشودوپدرشـان آیت الله میـرزا عباسعـلی کوچه باغی که از علماوروحانیون صاحب نام آن زمان در تبریز بودند ، در گوش نوزاد اذان و اقامه خوانده و از خداوندسعادت و نیک بختی فرزند را خواستند.

 او در کودکی تحت تربیت پدر بزرگوارش آیت الله کوچه باغی (ره) قرار گرفت و از همان کودکی به دنبال پدر بزرگوارشان تقلید نماز خواندن را به جا می آورد و از 6 تا 7 سالگی شروع به نماز به همراه پدر نمودندو پدرشان را در تمام مراسمات و جلسات مذهبی همراهی می نمودند و در جلسات درسی که شاگردان ایشان حضور داشتند ، حاضر می شد و با دروس حوزوی آشنایی بیشتری می یافت و گویی ندایی از درون او را به این وادی رهسپار می کرد و پدر می دانست آینده درخشانی در انتظار این فرزند است ، آثار معنوی حضور در این مجالس تاثیرات خود را گذارده بود و ایشان را به وادی حجت حضرت حق ره می نمود.

 در دوران کودکی روخوانی قرآن را نزد زنان مومنه ای که در آن زمان به آموزش قرآن می پرداختند ، آموخت و تمامی قرائت قرآن را یاد گرفت و بعد از آن به پیشنهاد پدر بزرگوارشان وارد مدرسه شد که هم زمان برخی دروس پایه برای حوزه را نزدایشان تلمذ می نمود ، دروس ابتدایی را تا ششم آن زمان در مدرسه اعتماد که بعد ها به انوری تغییر نام داد به اتمام رسانید ، ایشان به     حدی باهوش بودندکه در آن مقطع رتبه اول را کسب نمودند به طوری که مسئولان مدرسه برای ایشان جایزه ای در نظر گرفته بودند. 

 


 زمان درس ایشان در مدرسه مواجه با زمان دیکتاتوری رضا خانی بود و به علت سخت گیری در انجام امور مذهبی در دوره های بالاتر تا مدتی رفتن به مدرسه را به تاخیر انداخت و مشغول کار در بازار و تحصیل دروس حوزوی در مسجد جامع تبریز شدو با ذکر این مطلب که معظم له از 11 سالگی مشغول به تحصیل دروس حوزوی بودند.

  در زمان رضا خان با توجه به سخت گیری ها و مقابله با علوم دینی تعداد طلابی که در مسجد جامع تبریز مشغول تحصیل بودند از 7 نفر تجاوز نمی کرد و ایشان نیز یکی از آنها بودندو بعد از مدتی که از محضر پدر بزرگوارشان بهره مند شده بودند ، هـمزمان با تحصـیل به تدریس دروســی چون صـمدیه،صرف میر،امثله و...می پرداختند و در سکوی مسجدشیخ لر جلسات رفع اشکال برای برخی طلاب داشتند.

 شرایط علمی و توانمندی تفکر و استدلال قوی ایشان چنان بود که آیت الله میرزا عباسعلی کوچه باغی (ره)پدر بزرگوارشان ، ایشان را در این مسیرتشویق می نمودند و اجازه حضور در کلاسهای درس خود را به ایشان داده بودند و برخی طلاب نیز اشکالات خود را از ایشان مطالبه می کردند و با افرادی به نام و توانمند که از محضر پدرشان استفاده می نمودنددر یک جلسه حضور می یافتند و از محضرشان تلمذ می نمودند.

 توانمندیشان تا جایی بود که چندی از مراجع و بزرگان و علما ی تبریز در آن زمان ایشان را به عنوان طلبه در درسهایشان پذیرفته بودند و تربیت های خاصی را نسبت به ایشان در نظر گرفته بودند ، چون معتقد بودند ، ستاره ای که توانایی درخشش دارد باید بدرخشد.

 از همان زمان مراقبت های شدید پدر در خصوص مسائل تهذیب نفس و تزکیه آغار شد و توصیه و تاکید های فراوانی در این خصوص داشتند تا جایی که در آن زمان به علت خشکسالی دولت وقت به نانوایان گندم داده بود و ایشان به ازای هر مقدار خرید نان ، همان مقدار نیز صدقه می دادند و می فرمودند چیزی که می خوریم بسیار مهم است و اگر مجهول الهویه باشد و ندانیم از کجاست موجب حجاب است و انسان را از معرفت دور می نماید.

  ایشان با راهنمایی ها و هدایتهای والد بزرگوارشان پیشرفتهای چشمگیری در بحث علمی و معرفتی داشتند . پدرشان به وضعیت معنوی و تربیتی ایشان حساسیت شدیدی اعمال می نمودند،تا زمینه برای شروع پیشرفت آماده گردد.

  والد گرامیشان توجه ویژه ای برای اساتید ایشان داشتند و اساتید برجسته ای را برای تعلیم و تهذیب ایشان در نظر می گرفتند . معظم له نیز از این فرصت استفاده نموده و از محضر اساتیدی چون آیت الله بادکوبه ای (ره)  ، آیت الله میرزا باقر واعظ ویجویه ای (ره)  و آیت الله شنب غازانی (ره)  ،آیت الله میرزا رضی زنوزی ، آیت الله شیخ علی اکبر نحوی (ره)  و آیت الله سید علی مولانا (ره)  ،آیت الله حجت ایروانی (ره)  و آیت الله شهیدی (ره) بهره های معنوی فراوانی بردند و ایشان یکی از شاگردان برجسته آیت الله شهیدی در تبریز محسوب می شدند.

در آن زمان سفر هایی نیز به قم داشتند و به دیدار مراجع مشرف می شدند و از درس و بحث و مقامات معنوی فقهایی چون آیت الله العظمی نجفی(ره) وآیت اله العظمی بروجــردی (ره) بهره مند می شدند.

 

 *پدر معظم له :

  آیت الله العظمی حاج میرزا عباسعلی کوچه باغی از مراجع و علمای بنام و اوتاد در زمان خود بودند ، ایشان توسط آیت الله العظمی ابوالحسن انگجی و آیت الله العظمی میرصادق مسجدی ملبس به لباس روحانیت شده و اجازه اجتهادمعظم له از طرف آیت الله العظمی آقا سید ابوالحسن اصفهانی تائیدشده بودکه از مراجع آن زمان درنجف بودند.

در زمان معظم له کشف حجاب وبرداشتن عمامه به دستور رضا شاه باعث فشار فراوان بر روحانیون شده بودوفقط تعداد 8 نفر ازمراجع خاص ازعمامه استفاده می نمودند و پدر معظم له نیز جزءآن هشت نفرمرجع آن زمان در تبریزبودندوشاگردان زیادی نیز از محضر ایشان تلمذ می نمودند ، والدگرامیشان طلاب زیادی جهت اعتلای فرهنگ دین مبین اسلام و مذهب تشیع تربیت نمودند.

درآن زمان به علت روحانی بودن پدر و ندایی که از درون او را می خواند علاقه وافری به دروس حوزوی پیدا کرده و عنوان می کردند ، در زمان کودکی افراد زیادی در مجالس درس و بحث پدرم حاضر می شدند ، بنده نیز خیلی دوست داشتم در این مجالس شرکت کنم و به بهانه های مختلف مانند چای و غیره در کلاسها حضور می یافتم  ویکی ازآنهاکه با ایشان رفت و آمد داشـتیم و وقـتی که کوچـک بودم ایشان را مـی شناختم ، آقـا سید جواد خامنه ای بود.

ایشان در تبریز پیش نمازیکی از مساجد بودندو از نظرزهد وتقوا و علم مرد قابل احترامی بشمارمی آمدندوشاگردان بسیاری داشتند.

  در زمان رضا خان که شرایط سختی را برای طلاب و روحانیون ایجادنموده بودند ، ایشان برای حل این مشکلات و آسایش بیشترفکری به مشهد مقدس عزیمت نمودند ، بعد از فوت پدرم سالی یک باربه مشهد می رفتم و ایشان تاکید نموده بودند که حتما به منزلشان بروم و بنده نیز جهت زیارت به حضورشان می رسیدم ، درآخرین سال عمر با برکتــشان ایشــان را در حـرم امام رضا (ع) ملاقات نمودم وچون با خودم فکر می کردم مزاحم استراحت و یا فعالیتهای منزل هستم از رفتن به منزلشان امتناع کردم ولی ایشان بسیار گله مند شدندکه به دیدارشان نرفته ام و بسیار کسالت داشتند ، عنوان می کردندبرای معاینه و معالجه عازم تهران هستندکه بعد از سه ماه از آن دیدارکه درحرم داشتیم مطلع شدم که به دیار حق شتافتند (روحش شاد ویادش پاینده).

در آخرین سفر پسر ایشان (آیت الله سید علی خامنه ای (دام عزه))که به تبریزتشریف آورده بودنددریک جلسه در مسجد جامع تبریز ملاقاتی با هم داشتیم و خاطراتی که از گذشته در ذهن بود مرور می کردیم .

والد گرامی آیت الله کوچه باغی فردی وارسته و عالم و مقید به اصول و فروع دین بودند وهمیشه خود را مسئول و پاسخگو در محضر حق می دیدند ، در کارها نظم خاصی داشتند و حتی در امور عبادت یا تدریس و یا صرف غذا ساعات خاص خود را رعایت می نمودند و خانواده برنامه های خود را با ایشان تنظیم می کرد.

بسیار متواضع بودند و حالات معنوی و چهره نورانی نشانگر خضوع در برابر پروردگارش بود ، حساسیت عجیبی در خصوص ، پوشاک و غذا و تمامی مسائل داشت و از وسائل ویا مایحتاج مشکوک دوری می نمود.

 بیشتر وقتها برای اینکه افراد خاصی را مشاهده نکند عبا بر سر می کشیدند وهمانگونه در کوچه ها حرکت می کردند و نمونه ای از زهد و تقوا و ساده زیستی بودند.

  بسیار تاکید داشتند هرکاری باید برای خدا باشد و دراین صورت همه کار ها خود به خود درست می شود و نیازی نیست کار دیگری انجام دهیم ، خودمان را به این در و آن در بزنیم تا شاید فرجی حاصل شود .

 

 

روحش شاد و راهش پر پیرو باد

 

* تحصیلات معظم له

  فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج میرزا محسن کوچه باغی (مد ظله العالی) از هفت سالگی با تعلیمات و تعقیبات پدر شروع به آموزش قرآن نمود و همراه با آن وارد مدرسه شد و تا سطح دیپلم را در چند مقطع به علت محدودیتها ی آن زمان به پایان رساند و در یازده سالگی رسما با پدر همراه شد و در کلاسها و جلسات درس و بحث شرکت می نمود ،  به حدی با هوش و توانمند بود که بسیاری از دروس را با سرعت به پایان برد و همزمان با سن کمی که داشت شروع به تدریس به طلاب پایه های پائین تر نمود و تا حدی که در صحن مسجد شیخ لر جلسات رفع اشکال برای طلاب برگزار می نمودند ، جهت تکمیل معلومات و بهره مندی از گنجهای معنوی آن زمان در حوزه تبریز که در حال حاضر به فراموشی سپرده شده اند مباحث تکمیلی مقدمات و سطح را از اساتیدگرانقدر خویش فرا گرفت .

  معظم له دروس صرف میر،امثله تا صمدیه را نزدآیت الله میرزا باقر واعظ ویجویه ای که از افرادوعلمای سرشناس آن زمان بودوپدرگرامیشان نیزبه علت مبارزاتی که داشتند در واقعه مشروطه به دار آویخته شده بودبه اتمام رسانیدو بعد از آن دروس مطول وسیوطی جامی را نزداستاد گرانقدرآیت الله شیخ علی اکبر نحوی ادامه داد و برای تکمیل معلومات و ادامه دروس ، دروس شرح لمعه ، مغنی و شرایع را با آیات عظام ، آیت الله شیخ حسین شنب غازانی ، آیت الله حاج سید علی مولانا ، آیت الله حاج حجت ایروانی به پایان برد ، دروس سطح را که شامل رسائل ، مکاسب وکفایه می شدند نزدآیت الله العظمی شهیدی(ره) به پایان رسانیدواز شاگردان برجسته ایشان بشمار می رفتند و بیشتر اشکالات طلاب یا افراد مشتاق را ایشان پاسخگو بودند و تا سطح کفایه را در شهر تبریز تدریس می نمودند.

همچنین دروس خارج را نیز تا حدودی از اساتید حوزه تبریز و قم تلمذ نموده بودند ولی اشتیاق ایشان به علم و دانش و عدم رضایت ایشان از سطح دروس تدریس شده و تکمیل معلوماتشان ،ایشان را مجاب نمود تا به نجف اشرف هجرت نمایند.

ایشان در آن زمان با مراجع قم نیز ارتباط داشتند که از آن عده می توان به آیت الله العظمی بروجردی اشاره نمودکه در 23 سالگی اجازه وکالت از ایشان داشتند و به گفته آیت الله بروجردی جوانترین وکیلشان به شمار می آمدندو همچنین ایشان در قم با آیت الله نجفی نیز ارتباط داشتند .

معظم له برای فرونشاندن عطشی که در باب علوم دینی و معرفتی در ایشان ایجاد شده بود راهی دیار نجف شد تا از محضر اساتید وفقهای نجف اشرف و در جوار مطهر باب علم نبی حضرت امیر المومنین علی (ع) از فیوضات و برکات این سفر بهرمند گردد.

حوزه نجف در آن زمان در اوج شکوفایی خود قرار داشت و مدت ده سال از این منبع بی پایان بهره مند گردیدند و در جلسات فقهی و اصولی مراجع عظامی چون آیت الله العظمی خویی ، آیت الله العظمی سید محسن حکیم ، آیت الله العظمی عبد الهادی شیرازی ، آیت الله العظمی حلی و آیت الله العظمی کاشـف الغطاءشرکت می نمودند.

معظم له ارتباط خانوادگی و رفت و آمد زیادی با آیت الله العظمی خویی در نجف داشتند به طوری که خانه معظم له رو به روی خانه آیت الله العظمی خویی بودوشبها به منزل یکدیگر می رفتند وتا حدی به توانمندی علمی شاگرد اطمینان حاصل شده بودکه بیشتر مسائل و استفتائات را از طرف استادشان نگارش می نمودند و استادشان فقط مهر می فرمودندودر مسائل اجتماعی تا حدی مورد اعتماد استاد قرار گرفته بودند که به هر کجا که می رفتند با هم بودند ، معظم له می فرمایند استادشان می فرمودند آقا میرزا محسن می خواهیم فلان جا برویم آماده شو .

تا مدتها معظم له ملبس به لباس روحانیت نشده بودند و استادشان آیت الله خویی نیز اسرار به ایشان می نمودند و دیگر استادان همانند آیت الله حکیم و آیت الله کاشف الغطاءو آیت الله حلی.( نمونه ای از اجازات اجتهاد مراجع و اساتید نیز در صفحات بعد آمده است).

 


معظم له در آن زمان گه گاهی نیز در جلسات در خارج آیت الله العظمی میلانی که در کربلا حضور داشتند حاضر می شدند لذا با اجازه از استادشان آیت الله العظمی خویی جهت عمامه گذاری به کربلا مشرف شدند و همزمان با ملبس شدن اولین اجازه اجتهاد شان نیز از طرف آیت الله العظمی میلانی صادر گردید ، سپس ایشان به علت پاره ای از مشکلات خانوادگی به ایران باز گشتند و دوباره بعد از مرتفع شدن مشکلات و با فاصله چند ماهه عازم نجف شدند و پس از ورود به نجف اساتید معظم له برایشان اجازه اجتهادصادر نمودندو همه اساتید تماما بر اجتهاد ایشان تاکید می نمودندو مرقومه های مختلفی از تمامی اساتید شان صادر گردیده ، اساتیدی چون آیت الله خویی ، آیت الله حکیم ،آیت الله حلی ،آیت الله کاشف الغطاء و آیت الله عبد الهادی شیرازی و چندی دیگر که در نگارش اجازه اجتهاد کتبی بسیار دقیق و سخت گیر و ژرف نگر بودند به حدی که اجازات کتبی بزرگواران در طول حیات پر برکتشان ،جز در حق معدودی از انبوه شاگردان صادر نشده است ، نمونه هایی از آنها در پیوست این بحث به چاپ رسیده و بسیار دیگری نیز وجود داشت که معظم له از پرداخت اضافی منع فرمودند.

 پس از گذشت سالیان دراز و پس از سال 1382 ه. ق به علت مشکلات خانوادگی برای ایشان ایجاد شده بود به ایران بازگشتند و چه در نجف اشرف و چه در ایران به تدریس می پرداختند و در امر تدریس چنان متبحر بودند که بعد از کلاس آیت الله خوی برای طلاب جلسات رفع اشکال قرار می داد و جون با استادشان هم زبان بودند ، برخی مطالب که از طرف استاد به ترکی مطرح می شد و طلاب دچار مشکل می شدند را توضیح می دادند و استاد نیز افراد را به ایشان ارجاع می دادند.

پس از بازگشت نیز مشغول تدریس و تحقیق و تالیف در حوزه مسائل دینی بوده اند و شاگردان فراوانی از محضر ایشان تلمذ نموده اند که در حال حاضر از جایگاهای علمی با لایی برخوردارند.

 

* تدریس معظم له

   فقیه عالیقدر حضرت ایت الله العظمی کوچه باغی ( مد ظله العالی) اولین تدریس خود را مقارن با چند سال پس از شروع دروس حوزه همراه پدر بزرگوارشان آغاز نمودند ، ایشان برای طلاب جوان در صحن مسجد شیخ لر در تبریز جلسات رفع اشکال داشتند و در باب مسائل مطروحه به بحث می پرداختند ، برخی از شاگردان معظم له در آن زمان از علمای بنام در حال حاضر می باشند و برخی تا حد اجتهاد و مرجع تقلید مطرح گردیده اند و مقلدان بسیاری دارند که معظم له از ذکر نامشان امتناع ورزیدند و اجازه نگارش بیش از این دراین خصوص را ندادند.

ایشان هم زمان با استفاده از محضر اساتید آن زمان تبریز بخصوص آیت الله العظمی شهیدی در حد تدریس و ارائه مطالب به در جه بالایی رسیده بودند تا این حد که برخی از شاگردان استادشان با ایشان درس می خواندند و مسائل فقهی را تا حدودی از طرف استادشان جوابگو بودند.

و در خصوص تدریس مکاسب آیت الله العظمی شهیدی (ره) کتابی با عنوان سری چاپی مکاسب آیت الله شهیدی به رشته تحریر در آوردند که تاکنون به عنوان کتاب درسی در حوزه های علمیه تدریس می شود و کلاسهای تشکیل می دادند و تا کفایه را در تبریز تدریس می نمودند و همزمان با ورود به نجف پس از مدتی شروع به تدریس به طور محدود نمودند تا اینکه پس از استفاده از بزرگان حوزه نجف شروع به تدریس دروس خارج و گاهی نیز مکاسب نمودند و همان روال تدریس را نیز در ایران ادامه می دهند و کماکان شاگردان زیادی دارند.

معظم له به دلیل تواضع ، از مطرح شدن نامشان و یا ریا و اطلاق القاب مختلف گریزانند و تا حدی مورد قبول خواص قرار دارند که در صورت ایجاد شبهه و یا مسائل قضائی دشوار و یا استفتائات به ایشان ارجاع می نمایند و همچنین در امر تدریس خستگی ناپذیر هستند و بعد از نماز صبح و تعقیبات شروع به تدریس تا نماز ظهر می نمایند .

ایشان را می توان نـشانه تقوا و منبع علـمی سـرشار و پایان ناپـذیردانسـت که غنیمتی برای شهر تبریز بلکه جهان تشیع به حساب می آیند و باید از وجوشان بهره مند گردید و قدر دان اینچنین شخصیتی بود ، معظم له تاحدی کتب حوزه را تدریس نموده اند که بسیاری را از حفظ می باشند و این روال نیز ادامه دارد و هروز بیش از روز قبل مشتاقان جهت استفاده از این گنج پنهان به حضورشان شرفیاب می شوند. 

 

* خاطراتی از مراجع و علمای بزرگ حوزه های علمیه قم و نجف

آیت الله العظمی بروجردی (ره) از استوانه های کم نظیر علم وعرفان و از مراجع عزام تقلید در شهر مقدس قم بودند وزعامت حوزه مقدس علمیه قم را بر عهده داشتند و شاگردان بسیار گرانقدر و توانمندی را تربیت نمودند ، ایشان اساسی ترین نقش را در باب تقویت حوزه علمیه در آن زمان بر عهده داشتند.

 روزی جهت زیارت و دیدار با مراجع عظام در قم به این شهر مقدس مشرف شده بودم و تقریبا 23 سال داشتم و آن زمان با آیت الله العظمی بروجردی وآیت الله العظمی نجفی در ارتباط بودم و به دفترشان رفت و آمد می نمودم و هنگام سفر به قم به دیدارشان می رفتم .

له در دفترشان

در آن سال آیت الله بروجردی مریض احوال بودند و در منزلشان در اتاق استراحت می نمودند و چندی از روحانیون و طلاب نیز در اطرافشان بودند و به ملاقاتشان رفتم ، در آن زمان از ایشان اجازه وکالت داشتم ، وقتی وارد اتاق شدم ، ایشان با آن حال و با حالت خنده فرمودند : جوانترین وکیل ما نیز آمد ، بعد از عیادت ایشان و صحبت طولانی به علت ناراحتی وضع مزاجی ایشان مجلس را ترک کردیم ، بعد از وفات معظم له بعد ها نیز هر یک از دوستان که در آن مجلس بودند وقتی مرا می دیدند ، این لفظ را به کار می بردندکه جوانترین وکیل ما آمد.

* معظم له در باره آقا شیخ حسین حلی (ره) می فرمایند:

حضرت آیت الله شیخ حسین حلی (ره) از نوابغ و اسوه های علمی و تخصص و معرفتی حوزه مقدس نجف به شمار می آمدند و نمونه واقعی اخلاص و تقوا بودند و از زعما و مدرسین حوزه علمیه نجف به شمار می رفتند که در دقت و ژرفنگری و بحث و تدریس مشهور بودند.

معظم له در زهد و تقوا نمونه بود ، زندگی کاملا ساده ای داشت وبسیار ساده زیست بود و ساده می پوشید ، حتی خادمی که به کارهای بیرونی او برسد و یا خانه ای نیز از آن خود نداشت ، هنگامی که در کوچه فاصله منزل تا مدرسه را طی می نمود چنان راه می رفت که حتی کسی به فکرش هم نمی رسیدکه از فقها یا بزرگان دین است وشاید به نظر اینگونه می رسید که یک طلبه ساده است و با آن سن هنوز مقاطع پائین حوزه را به پایان نبرده ، با همه به احترام و ملاطفت رفتار می کردو عارفی کامل بود.

 در یکی از روزها آیت الله خویی به بنده فرمودندآقا میرزا محسن می   خواهم برویم به زیارت آقاشیخ حسین حلی، جمعی از علمابخصوص آیت الله حکیم خانه ای برای ایشان تهیه نموده اندو با زحمت بسیار زیاد قبول کرده اند ، بنده وآیت الله خویی با هم رفتیم و سر راه هم خرمای تازه خریدیم.

  خانه در محله فقیر نشین نجف قرار داشت وخانه ای کوچک و به شکل مثلث بود ، یک حیاط ودو اتاق کوچک داشت و 2تا3 پله بلندی ورودی جلوی حیاط بودوبه این علت که آقای خویی نمی توانست از آنجا پائین برود ، رفتم و میوه فروشی نزدیک جعبه ای تهیه کردم و برگشتم و کمک کردم که ایشان پائین بروند.

 

 

در منزل شان

  چند ساعتی آنجا بودیم ، آیت الله حلی به بنده فرمودند چای آماده کنم و همین طور که مشغول بودم با هم صحبت می کردیم ، ایشان می فرمودند هیچ لزومی به خرید منزل وجود نداشت و آقای حکیم بیش از پیش زحمت کشیده اند ، بنده نیازی به این منزل نداشتم و آقای خویی به ایشان فرمودند ، آقا این منزل که برای شما نبوده بیشتر برای خانواده شما بوده است و در جواب آقای حلی فرمودند : احسنت و کمی مزاح نمودند و بعد از مدتی به طرف منزل برگشتیم .

 در زمان اقامت در شهر نجف ارتباط خانوادگی با مراجع داشتم و منزلمان نیز در همسایگی آقای خویی بود و همیشه همراه ایشان بودم و دروس مکاسب و خارج را تدریس می کردم و بعضی روزها دو ساعت را برای پاسخگویی به استفتائات آیت الله خویی وآقای حکیم صرف می نمودم ، لازم به ذکر است معظم له از آیت الله حلی نیز اجازه اجتهاد دارند .

 

* الطاف پروردگار

چندین مورد سفرهای 3 تا 4 ماهه به ایران داشتیم در یکی از سفر ها هنگام بازگشت به عراق مصادف با کودتا در این کشور بود و وضع امنیتی عراق کاملا به هم خورده بود ، خیلی افراد را می گرفتند و یا به آنها حمله می کردند ، بنده نیز به همراه خانواده وارد عراق شدیم ، برگه اقامت دستمان بود ، شرایط به حدی ناگوار و نگران کننده بود که توانایی تصمیم گیری سلب شده بود و در فکر فرو رفته بودم که باید چه کنم و به خدا توکل کرده بودم و با خودم می گفتم خدایا هر چیزی که صلاح است برایمان ارزانی دار ، در همین فکرها بودم که دیدم یکی از قهوه خانه نزدیکمان صدایم می زند و با اسم کوچک یعنی می گفت : شیخ محسن ، شیخ محسن .

نزدیکتر که شدم ، کم کم دیدم که قبلا با ایشان مراوده نموده ایم و او هم یادش هست و در آن هیا هو مرا دیده و خواسته کمک کند ، به من گفت : در این شرایط نمی توانی به نجف بروی ولی ببینم چه کار می کنم و بعد از مدتی وسیله ای برایمان تهیه نمود و به سلامتی ما را راهی کربلا نمود و به راننده سفارش کرد و در سلامتی کامل به کربلا رسیدیم و از آنجا عازم نجف اشرف شدیم .

معظم له چنان بر مسائل اخلاقی و تزکیه نفس تاکید می کنند که انسان را بدون آن هیچ تلقی می کنند ، در تمام کارها منظم هستند در زمان خواب ، درس ، خوراک و معتقدند برنامه ریزی و تبعیت از برنامه منظم موجب پیشرفت و موفقیت در امور زندگی و بخصوص زندگی اخروی است .

هنگام تناول غذا در سفره تنها از یک نوع غذا استفاده می کنند و زیاد خوردن را آفتی می دانند برای جسم و نفس وروح انسان و از زیاده روی پرهیز می کنند و بیشتر توصیه می کنند تا از تمامی دارایی ها ، سمت ها ، عنوانها و یا کارهایی که شبهه بر انگیز است دوری نمائیم ، زیرا موجب حجاب است و انسان را از تقرب به درگاه الهی باز می دارد و باید برای رسیدن به کمال زحمت کشید و بها پرداخت ، بهانه قبول نیست .

باید طوری باشیم که اگر حضرت صاحب الزمان (عج) ظهور کردند بتوانیم در مقابلشان پاسخگو باشیم .

 

* تالیفات معظم له   

استاد وارسته و مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج میرزا محسن کوچه باغی تبریزی (مد ظله العالی) دارای قلمی توانا ، شیوا و محکم بوده و با نگارش کتب پر ارزش و کم نظیر و حتی بی نظیر در طول عمر شریف وبا برکتشان در عرصه های مخـتلف خدمات فراوانی را به جامعه علم و دین نموده اند ، حتی برخی از آثارشان هم اکنون نیز به عنوان منبع درسی در حوزه های علمیه تدریس می گردد که به نام برخی از آنها در ذیل اشاره می گردد.

1. ادعیه اعمال حج                               

2. ادعیه نماز شب                                  

3. سری چاپی کتاب مکاسب آیت الله شهیدی(ره)

4. بصائر الدرجات صفار با تجدید طبع

5. اعمال حج و مدینه

6.دعای شفیع المذنبین

7. اجوبه الاستفتائات جلد (1)

 8 . حاشیه بر عروه

 9 . البرهان علی وجود صاحب الزمان

...

*آثار بی بدیل:

  +  کتاب بصائر الدرجات یکی از کتب معتبر و منبع بوده و هست ، ولی به دلیل اشکالات زیادی که در ذکر منابع و برخی احادیث وجود داشت از

نظر روایتی و اعتبار با مشکل مواحه بود ، در آن زمان که معظم له در تبریز سکونت داشتند با اصرار علمای اعلام و برخی از افرادو با نیازی که در این باب احساس می شد ، شروع به بازبینی و تصحیح اشکالات این کتاب نمودند که در آن زمان همراه کتاب دیگری به چاپ رسیده بود ، معظم له پس از مدتها تحقیق و مطالعه موفق به تدوین جدید کتاب بصائر الدرجات صفار گردیدند که برای اولین بار با دقت و ژرفنگری بسیاری تجدید طبع گردید.

این اثر را می توان به عنوان یکی از برجسته ترین آثار تحقیق شده در خصوص منابع احادیث ذکر نمود و تمامی احادیث از مدارک اولیه به شمار می روند .

+  کتاب مکاسب آیت الله شهیدییکی دیگر از شاهکار های ادبی معظم له به شمار می رود که بعد از وفات آیت الله شهیدی و گذشت چهلم آن بزرگوار برای زنده ماندن نام و آثار استادشان و در خواست بسیاری از بزرگان شروع به طبع آن نموده اند.

این کاتب حاکیت از توانمندی استاد در تربیت شاگردی چون آیت الله کوچه باغی و انتقال مطالب به صورت روان ، شیوا و غنی دارد.

کاتب حاضر بارها در حوزه علمیه به چاپ رسیده و از منابع درسی حوزه های علمیه به شمار می رود.

   معظم له در حال حاضر مشغول به تدریس دروس حوزوی در سطح خارج فقه و تالیف چندین جلد کتاب می باشندو به علت تواضع و فروتنی که در شخصیت ایشان وجود دارد از هر موردی که باعث مطرح شدن ایشان و ریا شود جدا امتناع می ورزند وبا خواهش فراوان و بعد از چند سال زحمت توانسته ایم موفق به تهیه زندگی نامه معظم له شویم ، ایشان هم اکنون در شهرتبریز سکونت دارند و موقع نماز ظهر و عصر در مسجد اصفهانیـان و مغرب و عشـا در مـسجد آیـت الله انگـجی به اقامه نماز می پردازند و قبل از اذان ظهر نیز مشغول تدریس در منزل شخصی خود که دفترشان نیز محسوب می شود ، می گردنـد وتا بحــال شاگــران زیادی را نیز تربیت نموده اند ، امید واریم همیشه در پناه رحمت پروردگار متعال سلامت و موئید باشند .

 

 

   + نشریه رها - ٤:٠٤ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸۸